4. چيني‌. چئن ـ فو در 1149، رساله‌اي در باب مزرعه‌داري نوشت كه شامل بخشي راجع به‌ پرورش كرم ابريشم است‌. مسلماً محقق تاريخ طبيعي چيني ابتدا، به مطالعه‌ٴ گياه‌نامه‌ها يا پن ـ تسئائوها خواهد پرداخت‌، ولي بهتر است آنها را در بخش مربوط به طب بررسي كنيم‌.

ي‌. طب‌

سرافيون صغير يا ابن سرابي‌. بهتر است با ابن‌سرابي يا سرافيون صغير شروع كنيم‌. او چنان‌ اسرارآميز است كه حتي نمي‌توان فهميد از كدام ملت است‌. احتمال دارد رساله‌ٴ ادويه‌ٴ مفرده‌اي كه‌ به‌نام او به‌دست ما رسيده و به‌صورت لاتيني آن معروف است‌، در اصل به‌عربي نوشته شده‌. ممكن است او هم مانند بسياري از پزشكان عربي‌نويس مسيحي بوده باشد. با اين‌همه‌، ادعا مي‌كنند متن لاتيني نسخه‌ٴ اصلي است كه صرفاً براي كسب اعتبار به‌صورت ترجمه از عربي‌ معرفي شده است‌. تاريخ آن هم نامعلوم است‌؛ از شواهد ضمني بايد گفت كه ابن‌سرابي بايد پس‌ از ابن‌وافد باشد كه تا 1074 زنده بود، و پيش از، ابن‌بيطار كه در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌، مي‌زيست‌. عجالتاً ابن‌سرابي را در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم قرار داده‌ام‌، ولي ممكن است او متعلق‌ به نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ يازدهم‌، باشد. رساله‌ٴ سرافيون صغير، متعلق به هر جايي كه باشد، از اواخر سده‌ٴ سيزدهم‌، شهرت فراواني يافت‌.

2. مسلمانان غربي‌. ابن حسدَي‌ْ، كه به‌احتمال زياد از بازماندگان خاندان حسدي از يهوديان‌ اسپانيا بود، دين مسلماني داشت‌. او شرح‌هايي بر آثار بقراط و جالينوس نوشت‌. ابوالصلت كه در مصر و تونس زندگي كرد، رساله‌اي در باب ادويه‌ٴ مفرده نوشت‌. ابن بيطار غالباً از رساله‌ٴ ادويه‌ٴ مفرده‌اي ياد كرده كه ابن باجه‌ٴ حكيم نوشته است‌.
همه‌ٴ اينها نسبتاً بي‌اهميت است‌، ولي خانواده‌ٴ مسلماني كه در اندلس شرقي اقامت داشت‌، از سده‌ٴ دهم به بعد، تعدادي پزشك بيرون داد، كه يكي از آنان به نام ابن زهر از بزرگ‌ترين پزشكان‌ قرون وسطا، شد. ولي پيش از گفتگو از وي‌، بايد چند كلمه‌اي درباره‌ٴ پدرش‌، ابوالعلا بن زهر وزير، بگوييم كه در 1130، در قرطبه‌، درگذشت‌. ابوالعلا، با اين كه تحت‌الشعاع شهرت پسرش‌ قرار گرفت‌، پزشك ممتازي بود و تعدادي رساله‌هاي طبي نوشت‌. پسرش ابن زهر، پس از رازي‌، احتمالاً بزرگ‌ترين پزشك باليني اسلام (و قرون وسطا) بود؛ ابن‌رشد او را بزرگ‌ترين پزشك بعد از جالينوس دانسته است‌. دو تا از مهم‌ترين تأليفات او الاقتصاد في تدبير النفوس و الاٴجساد (ناتمام‌) با مقدمه‌اي در خلاصه‌ٴ وظايف‌الاعضا؛ و رساله‌ٴ كبيرالتيسير بود. ظاهراً، ابن زهر و ابن‌ رشد تيسير را چون همتايي براي كليات ابن رشد مي‌دانستند: الكليات بيشتر جنبه‌ٴ فلسفي داشت‌، و التيسير جنبه‌ٴ كاربردي‌. بدين‌ترتيب اين هر دو منظور برآورده شده بود. التيسير از مهم‌ترين كتاب‌ها در سراسر تاريخ طب است‌، و اثري است در باب آسيب‌شناسي و درمان‌شناسي‌، كه به‌خاطراشتمال‌